نقاشیها و کاردستی های ثمین گلی
سلام گل قشنگم.تو هم مثل اجی ثنا عاشق نقاشی و کاردستی و شعر و قصه هستی. این حلزونها رو خودت با مقوا درست کردی عزیزم اینم نقاشی شلمن.قربون دستای هنرمندت هر روز یه نقاشی خوشگل میکشی و میگی اینو میخام بفرستم برای شبکه ی پویا.عزیز هنرمندم کلی شعر من درآوردی و داستان از خودت میگی که من هیچوقت فرصت نوشتنش رو ندارم. سعی میکنم عکس بقیه ی نقاش هات رو هم بذارم. بعدا نوشت:چن تا از نقاشی های پارسال تو ادامه ی مطلب ...
نویسنده :
مامانی
17:20
قطعه ای از بهشت
سلام به فرشته های آسمونی خودم و همه ی دوستان بامحبتمون. بالاخره بعد از چندین سال امام رضا (ع) ما رو طلبید.آخرین باری که رفتیم زیارت ثنا 3ساله بود.تقریبا اندازه ی حالای ثمین.همسفرهامون خونواده ی دوست داشتنی پرهام و ایلیا بودن.تو این سفر ده روزه خیلی به همه مون خوش گذشت.ثنا و پرهام که همسن بودن با هم همبازی بودن.ثمین و ایلیا هم با هم بازی میکردن.ثنا به دوتا از ارزوهای بزرگش رسید.یکی اینکه توی چادر مسافرتی بخوابه و اینکه سرزمین موجهای ابی رفت.از وقتی که تبلیغش رو دید فک کنم 4ساله بود،هی میگفت کی میریم اینجا؟ماهم بهش قول داده بودیم که هر وقت مشهد رفتیم.به محض اینکه شنید میخایم بریم فورا گفت موجهای ابی هم میریم.البته سرزمین آفتاب...
نویسنده :
مامانی
16:14
عکسهای تولد 8 سالگی ثنا طلا
ثنا جونم امسال خودش بهم پیشنهاد داد که کیکش رو کفشدوزک درست کنم.قربونش بشم خانومی شده برای خودش.عزیز دلم همیشه از خدامیخام که سالم و شاد باشی و تو تمام مراحل زندگیت موفق باشی. ...
عکسهای تولد3 سالگی ثمین گلی
امسال تم تولدش روستاره انتخاب کردم.برخلاف پارسال یه تولد خونوادگی کوچیک گرفتیم و خیلی خیلی هم بهتون خوش گذشت.دختر گلم امیدوارم همیشه خنده رو لبهای قشنگت باشه وتنت سالم . ...
برگشتن مامان حاجی و بابا حاجی
سلام به فرشته های نازنینم و همه ی دوست های گلم روزپنجشنبه یکم خرداد 93 باباجون مرتضی و مامان جون مهری از مکه سرزمین وحی برگشتن. ما صبح زود ساعت 5 رسیدیم.خالهها و دائی ها هم از دزفول اومدن.عصر همه ی فامیل رفتیم استقبال.نمیتونم حال و هوای اونجا رو و حال خودم رو توصیف کنم.وقتی صورت ماهشون رو دیدم قلبم داشت از سینه م بیرون میومد.از خوشحالی تو پوست نمیگنجیدم.چقدر انتظار همچین لحظه ای رو داشتم که مامان و بابای عزیزم رو صحیح و سالم ببینم.خدا رو شکر همه چیز عالی پیش رفت.فردای اون روز همه تو تالار مهمان حاجی ها بودیم.بابا رضا روز یکشنبه رفت شیراز و ما موندیم ولایت.خاله محبوبه خیلی جاش خالی بود.دیگه نتونست طاقت بیا...
عیدانه 93
دلت شاد و لبت خندان بماند برایت عمر جاویدان بماند خدا را میدهم سوگند بر ان عشق هر ان خواهی برایت ان بماند بپایت ثروتی افزون بریزد &nb...
نویسنده :
مامانی
0:57










